خیلی باهاش حال می کنم
آخرش پادشاه از یانگوم
خوشش میاد و یک پاپوش واسه افسر مین درست می کنه ولی افسر مین نجات پیدا می کنه بعد افسر مین میاد به یانگوم
میگه بابا بیخیال دیگه ئهن ما رو سرویس کردی بیا برو گوشو زندگیمون رو بکنیم ولی یانگوم بهش جواب رد میده میگه می خوام انتقام ننم رو بگیرمافسر مین میگه ایووو عجب پزشکیار با شخصیتی با من ازدواج مکنننده ده
یانگوم هم خجالت میکشه و یکم ناز میکنه بعد میگه نه من می خوام پله برقی ترقی رو برم بالا
بعد افسر مین میگه شعر نگو بابا دختر که قطع نیست میرم گیوم یونگ
رو میگیرمیانگوم هم میگه زر نزن بابا شوخی کردم
بعد یانگوم و افسر مین به هم نگاه می کنند و.... بقیش رو نامردا سانسور کردند
بعد یانگوم میره پیش ملکه و هی ملکه رو ماساژ می ده و پاچه خواری می کنه
بعد بانو چویی از راه می رسه میگه سلام علیکم و رحمت الله و برکاته بانوی من
ملکه هم میگه بخواب بابا برو بیرون داریم حال می کنیم
چویی هم پنجه بکسشو در میاره و یکی میکوبه تو صورت ملکه و وقتی ملکه میره تو کما به یانگوم میگه اون بالا رو نگاه کن یانگوم هم تا نگاه می کنه سرش رو بر می گردونه میبینه پنجه بکس دستشه و برادرا هم از راه رسیدند
بعدش یانگوم رو میندازن زندان و کلی شکنجه اش می کنند
بعد پادشاه میاد میگه یانگوم جان عزیزم چرا ملکه رو با پنجه بکس زدی
یانگوم میگه به جان مادرم من نبودم بانو چویی بود
بعد پادشاه حرف یانگوم رو همینجوری الکی باور می کنه و ازادش میکنه
بعد بهش میگه که برو ملکه رو از تو کما بیار بیرون
در این لحظه این قسمتش تموم می شه
هولالا هولالالالا هولالالالالا هولالاهولالاهولالالالالا (اینم آهنگای آخرش)
قسمت بعدیش رو تو ادامه مطلب










نوشته شده در شنبه 1 تیر1387 |
نوشته شده توسط محمد